|
می دونم چشمای رنگی ندارم صورت خیلی قشنگی ندارم می دونم کوچیکه خونم می دونم خیلی بی نام و نشونم می دونم می دونم ساده است لباسم عزیزم واسه تو یه ناشناسم عزیزم صدای خوبی ندارم می دونم برای عشق تو اما می خونم می دونم یه وقتایی دلت برام تنگ میشه تو خیابونو نگاه می کنی از پشت شیشه اونکه از پشت درختا می گذره شاید منم که دارم تنهایی با یاد تو پرسه می زنم دیگه زندگیم داره ته می کشه از دلم پیاده شو آخرشه نه بمون شاید بازم جون بگیرم نه برو می خوام که راحت بمیرم نه بشین که سر رو شونت بذارم نه پاشو که دیگه دوستت ندارم نه بیا بیا و دستامو بگیر عشق من بیا تو هم با من بمیر ****سیاه نوشته ای از غریبه تاریکی**** ****پشت هر رفتنی رسیدنی است. این به هیچستان و آن به ناکجا آباد****
دیگه مجبور نیستی هرجا که میری ازم اجازه ی رفتن
بگیری میشه با هر کی که میخوای بجوشی اصلا هرچی دلت میخواد
بپوشی میشه بهر کی میخوای دل ببندی یا با غریبه ها بگی
بخندی وقتی دیر میکنی یا میری جائی دیگه نیستم بهت بگم
کجائی؟ "نرو تنهام نزار با
درد و غمهام اگرچه دلخوری از خیلی حرفام بقرانی که از سایه ش
گذشتم بمرگ هردوتامون خیلی تنهام" نگو میبینمت یه روز دیگه اخه احساس من اینو نمیگه نمیتونم قبول کنم نباشم تروخشکت کنه یه
عشق دیگه خداحافظ همیشه بهتر از من همیشه یا هرکجا سرتر از من خداحافظ که رفتم بی
بهونه از این خونه دلم بدجوری خونه اگه کوه طلا واست بیاره اگه دنیارو زیر پات بزاره بازم دستای خالیم خوب میدونند که هیچکی قد من دوست نداره گلت خشک شد ولی هرگز نمرده زمان بوی تورو از خونه برده دلم خوش بود که میای یه شب تو خوابم ولی چند ماهه که خوابم نبرده داری میری ولی بیادت میمونم واست هیچی نبودم اینو خوب میدونم ولی در عوض من هر جا که باشم واست تا اخر عمرم
میخونم اینقدر بغضمو پنهون
کردم از تو از اونروز که رفتی من دیگه هیچم ***سیاه نوشته ای دیگر از غریبه تاریکی***
|
About![]()
نگاهش دروغ بود ... صدایش دروغ بود ... حرفهایش دروغ بود . Archivesاردیبهشت 1388فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 Links
منم گريخته از بند زندگي |